کانون مهدویت دانشگاه میبد

از مجموعه کانون های بسیج دانشجویی دانشگاه میبد

کانون مهدویت دانشگاه میبد

از مجموعه کانون های بسیج دانشجویی دانشگاه میبد

کانون مهدویت دانشگاه میبد
نویسندگان

داستانی از استغاثه (هفت)

سه شنبه, ۲۴ فروردين ۱۳۹۵، ۰۴:۱۸ ب.ظ

استغاثه رمزنزدیکی ظهور

💫استغاثه حضرت ایوب(علیه السلام)

گاهی نیز استغاثه برای رفع سختی‌‌ها و مصائب انجام می‌شود. نمونه بارز این امر، آن‌جاست که حضرت ایوب‌(ع) به حسادت شیطان گرفتار می‌آید.

شیطان گمان می‌کند که ایوب(ع) به سبب نعمات، خدا را سپاس می‌گوید و اگر این نعمات از او باز ستانده شود، دیگر خداوند را شکر نخواهد کرد .

اما غافل از این‌که شکر ایوب(ع) نه به سبب نعمات بی‌پایان خدا بود بلکه از آن‌جا بود که ایوب(ع) پروردگار را سزاوار شکر می‌دید.

پروردگار عالمیان برای آن‌که مقام ایوب(ع) را به تمام عالم نشان دهد و این ماجرا سندی برای همه رهروان راه حق باشد، به شیطان این اجازه را داد که در زندگی ایوب(ع) تصرف کند.

ابلیس پس از این اجازه، به سراغ ایوب(ع) آمد و اموال و فرزندان او را یکی پس از دیگری نابود کرد ولی این حوادث دردناک نه تنها از شکر ایوب (ع) نکاست بلکه شکر او افزون گردید.

ابلیس از خدا خواست بر گوسفندان و زراعت ایوب(ع) مسلط شود،

این اجازه به او داده شد.

او همه زراعت ایوب(ع) را آتش زد و گوسفندان او را نابود کرد،

ولی ایوب(ع) نه تنها ناشکری نکرد، بلکه بر حمد و شکرش افزوده شد.

سرانجام شیطان از خدا خواست که بر بدن ایوب(ع) مسلط شود و باعث بیماری شدید او گردد.

خداوند به او اجازه داد و شیطان آن‌چنان ایوب(ع) را بیمار کرد که از شدت بیماری و جراحت، توان حرکت نداشت، بی‌آنکه کمترین خللی به عقل و درک او برسد.

خلاصه، نعمت‌ها یکی پس از دیگری از ایوب(ع) گرفته می‌شد ولی در مقابل، مقام شکر و سپاس او بالا می‌رفت.

وقتی که شیطان ملعون از صبر و شکیبایی حضرت ایوب(ع) به تنگ آمد و در کار او درمانده شد، به سراغ چند تن از اصحاب و پیروان او (که در کوه‌ها به صورت رهبانانی زندگی می‌کردند) آمده، به آنها گفت:

بیایید به نزد این بنده گرفتار و مبتلا برویم و از بلا و گرفتاری او سؤال کنیم.

رهبانان سوار بر اسب‌های خود شده و به نزد ایوب(ع) آمدند و گفتند:

ای ایوب!

بهتر است گناه خود را که سبب این بلای بی‌سابقه شده است، به ما خبر دهی؛ زیرا ما ترس آن را داریم که اگر از خداوند سؤال کنیم، هلاکمان سازد.

ایوب(ع) در پاسخ آنان فرمود:

✨«به عزت پروردگارم سوگند من هرگز غذایی نخوردم جز آن‌ که یتیمی و ناتوانی با من بود که از آن غذا می‌خورد و هیچ ‌گاه دو کاری که در هر دوی آنها اطاعت پروردگارم بود، برای من پیش نیامد، جز اینکه آن را که انجامش سخت‌تر بود، انتخاب کردم.»✨

در این وقت جوانی که همراه آنان بود به آنها گفت:

چه زشت است کار شما که به نزد پیغمبر خدا آمده و او را سرزنش کردید تا جایی که ناچار شد آن‌چه را از عبادت پروردگار خود پنهان می‌داشت، آشکار سازد.

امام صادق(علیه السلام) در توصیف این واقعه می‌فرمایند:

«خدای تعالی حضرت ایوب(ع) را بی ‌آن ‌که گناهی داشته باشد، به بلا مبتلا نمود. آن حضرت بر بلا صبر و شکیبایی کرد تا آن ‌که به سبب آن رنج و محنت‌ها او را سرزنش کردند، در این موقع بود که حضرت ایوب(ع) پروردگار خود را چنین خواند:

﴿...أَنِّی مَسَّنِیَ الشَّیْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ﴾؛

پروردگارا! شیطان مرا بسیار اذیت نموده و سخت به رنج و عذاب کشانده است. تو از کرم نجاتم بخش. پس از خداوند طلب ترحم کرد که او را نجات بخشد؛

زیرا برای پیغمبران، صبر در برابر سرزنش و زخم زبان و شماتت مردم بسیار سخت و دشوار است.

ایوب(ع) هنگامی که در شدیدترین گرفتاری استغاثه نمود و با خدا سخن گفت و عرض کرد:

﴿وَأَیُّوبَ إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِیَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ﴾؛

پروردگارا! بدحالی و مشکلات به من رو آورده و تو مهربان‌ترین مهربانان هستی.

او نگفت:

خدایا تو مرا بیمار کردی و به من رحم کن بلکه با کنایه و اشاره، مقصود را بیان کرد.

طبق روایت دیگر، ایوب(ع) همچنان صبر و مقاومت می‌کرد، حتی از خدا نمی‌خواست که گرفتاری او را رفع کند، بلکه همان را پسندیده بود که خداوند بر او پسندیده بود، تا این که روزی همسرش رُحْمه از بیرون آمد و غذایی برای ایوب آورد،

ایوب(ع) از او پرسید:

این غذا را از کجا تهیه کردی؟ او در پاسخ گفت:

«مقداری از گیسوانم را فروختم و با پول آن، غذا تهیه کردم.»

این‌جا بود که دل ایوب(ع) سخت به درد آمد، چرا که پای ناموس در کار بود، عرض کرد:

«خدایا! در برابر همه ناگواری‌‌ها صبر کردم و این صبر را تو به من عطا فرمودی ولی اینک به من مرحمت کن.»

ایوب(ع) این سخن را در حالی می‌گفت که از روی تواضع، خاک بر سر و صورت خود می‌ریخت، این‌جا بود که خداوند درهای رحمت را به رویش گشوده و درهای ناگواری‌‌ها را بر رویش بست.

﴿فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَکَشَفْنَا مَا بِهِ مِن ضُرٍّ...﴾؛

ما دعای او را مستجاب کردیم و ناراحتی‌هایی را که داشت برطرف ساختیم

سوره انبیاآیه ۸۳

کانال تلگرامی مهدویون

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۰۱/۲۴
مدیر سایت

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">