کانون مهدویت دانشگاه میبد

از مجموعه کانون های بسیج دانشجویی دانشگاه میبد

کانون مهدویت دانشگاه میبد

از مجموعه کانون های بسیج دانشجویی دانشگاه میبد

کانون مهدویت دانشگاه میبد
نویسندگان

وضعیت سیاسی و اجتماعی عصر غیبت صغرا چگونه بود؟

سه شنبه, ۱۹ آبان ۱۳۹۴، ۰۳:۱۳ ق.ظ



برای شناخت هر چه بهتر تاریخ سیاسی عصر غیبت صغرا و دست‌یافتن به تحلیلی صحیح و جامع در مورد این دوره، بررسی وضعیت سیاسی، اجتماعی و فکری آن زمان ضروری است تا به‌روشنی به علل و زمینه‌های غیبت امام دوازدهم و در نهایت، عمق موضع‌گیری‌های امام مهدی علیه‌السلام پی‌بریم.

 



وضعیت سیاسی و اجتماعی عصر غیبت صغرا چگونه بود؟


وضعیت سیاسی و اجتماعی عصر غیبت صغرا چگونه بود؟
برای شناخت هر چه بهتر تاریخ سیاسی عصر غیبت صغرا و دست‌یافتن به تحلیلی صحیح و جامع در مورد این دوره، بررسی وضعیت سیاسی، اجتماعی و فکری آن زمان ضروری است تا به‌روشنی به علل و زمینه‌های غیبت امام دوازدهم و در نهایت، عمق موضع‌گیری‌های امام مهدی علیه‌السلام پی‌بریم.

تاریخ‌نگاران، عصر حکومت عباسیان ـ که بیش از پنج قرن (۱۳۲- ۷۹۴ هـ.ق.) به‌ طول انجامید ـ را به چهار دوره تقسیم کرده‌اند. آنچه که در این قسمت مورد نظر ماست، بررسی دوره دوم حکومت عباسی، یعنی از ابتدای خلافت متوکل تا شروع غیبت صغرا (۳۶۰ هـ.ق.) است.



وضعیت سیاسی- اجتماعی و فکری دوره دوم عباسیان



الف) وضعیت سیاسی

بیشتر وزرا و امرای عباسی، افرادی بی‌کفایت و ستمگر بودند و در تحقیر، ضرب‌و‌شتم، شکنجه مردم، از‌بین‌بردن حقوق آنان و چپاول اموالشان از هیچ‌کاری فروگذار نبودند. در زمان «واثق»، وزیرش «محمدبن‌عبدالملک الزیات» تنوری ساخته و در آن میخ‌هایی کار گذاشته بود و مردم را در آن شکنجه می‌داد و جالب اینکه خود او در همان تنور شکنجه کشته شد.[۱]

«متوکل»، یکی از خلفای عباسی، انزجار خود از ذریه علی علیه‌السلام و علویان را به‌طور رسمی اظهار می‌کرد. آل‌ابی‌طالب، در زمان او، مصائبی را متحمل شدند که در عصر هیچ‌یک از خلفای ستمگر پیشین ندیده بودند!

وی، به حاکم خود در مصر، فرمان داد با علویان، بر اساس قواعد زیر برخورد کند:

۱. به هیچ‌یک از علویان مِلکی داده نشود؛

۲. به هیچ‌یک از علویان جواز داشتن بیش از یک برده داده نشود؛

۳. اگر دعوایی بین یک علوی و غیرعلوی صورت گرفت، قاضی نخست به سخن غیرعلوی گوش فرا دهد و پس از آن بدون گفت‌وگو با علوی، آن را بپذیرد.[۲]

متوکل، زیارت قبر امام حسین علیه‌السلام را ممنوع کرده بود. او قبر آن حضرت را به آب بست، لیکن آب قبر مبارک را دور زد و آنجا را فرانگرفت. از آن پس، آنجا «حائر» نامیده شد. او، هرکس را که منسوب به علی علیه‌السلام یا از دوست‌داران آن حضرت بود، نابود می‌کرد و اموالش را مصادره می‌نمود.[۳]

دیگر خلفای عباسی نیز علاوه بر ظلم‌های فراوان به علویان و شیعیان، اقدام به ریختن خون ائمه علیهم‌السلام می‌کردند. با درک چنین شرایط و اوضاعی، ضرورت غیبت امام ملموس‌تر می‌شود.



ب) وضعیت اجتماعی

در این دوره، به علت بی‌کفایتی خلفا و غرق‌بودن آنان در عیاشی و زن‌بارگی و شب‌نشینی‌های آن‌چنانی و ولخرجی‌های بی‌حدوحصر، رفاه‌زدگی و دنیازدگی، جامعه عملاً، به دو قشر و دو قطب بزرگ غنی و فقیر، تقسیم شده بود و شکاف و فاصله طبقانی میان خلفا و کارگزاران آنان با توده مردم، به اوج خود رسیده بود.

همان‌گونه که می‌دانیم، هدف پیامبران و ائمه علیهم‌السلام از حضور در جامعه، هدایت آن جامعه به سوی حق و کمال است و این امر، زمانی تحقق می‌یابد که بستر مناسبی فراهم گردد، لکن همان‌گونه که ذکر شد، در دوره دوم حکومت عباسیان، دنیازدگی و رفاه‌طلبی، سراسر جامعه را فراگرفته بود و ثروتمندان بی‌توجه به دیگر اقشار، در رفاه غوطه‌ور شده بودند و اقشار پایین‌دست نیز خود را در بی‌خیالی و بی‌تحرکی فرو برده بودند و نه‌تنها فرصتی برای عرضه اوامر الهی پیش نمی‌آمد، بلکه فشارهای فوق‌العاده‌ای از سوی خلفای عباسی بر امامان و یاران ایشان وارد می‌شد. این وضع، می‌رساند که بستر مناسب برای بهره‌گیری از هدایت امامان، به اندازه لازم و حداقل هم وجود نداشت.

به همین دلیل، حکمت الهی، اقتضا می‌کرد که امام مهدی علیه‌السلام غیبت کند تا آمادگی لازم و بستر مناسب برای هدایت در جامعه انسانی به وجود آید.



ج) وضعیت فکری

آنچه به لحاظ وضعیت فکری در این دوره در خور توجه و تأمل است، تغییر خط مشی فکری خلافت عباسی بود؛ زیرا، خلفای قبل از متوکل، همگی، طرف‌دار مکتب اعتزال بودند و این مکتب، مکتب رسمی خلافت به‌حساب می‌آمد. اما با روی‌کارآمدن متوکل مذهب رسمی خلافت به مذهب اهل حدیث تغییر یافت و سرکوبی معتزله و شیعیان و حمایت جدی از اهل حدیث ـ که غالب اهل سنت را در بر می‌گرفت ـ آغاز شد. متوکل، با این چرخش فکری، برای رسیدن به اهداف خود و نابودی هر چه بیشتر معتزله و شیعه، روش‌های خاصی را اتخاذ کرد؛ نخست، تفتیش عقاید از مخالفان را آغاز کرد و دوم اینکه «ابن‌الزیات» وزیر و همکارانش را از مشاغل حکومتی برکنار کرد و به جای او «جرائی» و «ابن‌خاقان» را که گرایش‌های افراطی ضدشیعی داشتند، منصوب کرد.[۴]



پی‌نوشت‌ها

۱ . مروج‌الذهب، ج۴، ص۸۸؛ الکامل فی التاریخ، ج۷، ص۳۷؛ تاریخ طبری، ج۱۱، صص۶۷-۲۸.

۲ . آل‌بویه، علی اصغر فقیهی، ص۴۱۵؛ زندگانی امام حسن عسکری علیه‌السلام، باقر شریف قرشی، ص۲۴۵.

۳ . مقاتل الطالبین، ابوالفرج اصفهانی، ص۲۲۴.

۴ . ر.ک: تاریخ سیاسی، غیبت امام دوازدهم، ص۸۲؛ مسعود پورسیدآقایی و دیگران، درس‌نامه تاریخ عصر غیبت.

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">